Shahin Najafi — Momayez Sefr 가사 및 번역

이 페이지에는 Shahin Najafi의 노래 "Momayez Sefr"의 가사 및 한국어 번역이 포함되어 있습니다.

가사

پای یک کامپیوتر گیجم
سر ِ من درد می کند به جنون
کارگرهای شهرداری را می بَرَد سمت روستا کامیون
خواهرم شعر می شود از لب،
بغل دوست دخترش هر شب
من به خود فکر می کنم اغلب
توی حمّام ِ گریه با صابون
دست تو: چوب و کُلت و چوبه ی دار
البته شورت خانمت به کنار
که مساوی تر از منی انگار!
پیش چشمان بسته ی قانون
خسته از مغز ِ خالی و پُرها
مشت می کوبمت آجرها
پیک خالی! بگو به دکترها:
زخم ما رشد می کند به درون
سور بالا و جشن پایین ها
در عزا و عروسی اینها
بوق گوساله ها و ماشین ها…
سر ِ چی بود؟
چند قطره ی خون
بچّه ماهی خیال دریا داشت،
گاو هم دوستان خود را داشت
آنچه اندازه ی خودم جا داشت پشت من بودخانه ی حلزون
دست بردن به متن قرآن ها
خبر خودکشی میدان ها
پخش ساندیس در خیابان ها
بازی ِ موز بود با میمون
حذف مو و تن ِ زن ِ «تختی"، کشف یک جور ِ
راحت از سختی
بحث در معضلات خوشبختی،
سریال جدید تلویزیون
دیر کردیم و باز هم زود است…
عشق، یک کافه غرق در دود است
فصل آغاز قصّه این بودست
شرح کاندوم خریدن ِ مجنون!!
راهسازی برای ویرانه، جنگ یک مشت مست و دیوانه
خنده ی گرگ های در خانه، اشک تمساح های در بیرون
نه دلت می برد مرا نه صدات، خسته ام
آه
از تمام جهات
دلخوشم به کدام راه نجات؟
من ِ زیر ِ کتاب ها مدفون
هرچه از «هیچ» رنج می بردم،
بغض خود را به زور می خوردم
داشتم ذرّه ذرّه می مردم
پشت این عکس های گوناگون
من ِ زیر ِ کتاب ها مدفون
هرچه در شهر اتفاق افتاد، رفت دنیا به باد یا با باد!
باز در تو ادامه خواهم داد… از تو ای شعر واقعا ً ممنون
واقعا ً ممنون

가사 번역

컴퓨터 게이지 의 발
내 머리가 광기로 아프다.
시 노동자 트럭의 마을 측면을
내 동생은 입술에서시를 얻을،
매일 밤 여자친구 옆에
나는 종종 자신에게 생각
화장실에서 비누로 울면서
당신의 손:나무와 콜트 및 교수대
물론,당신 아내의 팬티는 제쳐두고.
즉 정액보다 더 동일하다.
법의 눈 앞에.
빈 두뇌와 깃털의 피곤
한 방 먹여줄께,벽돌
빈 스페이드! 의사들한테 말해:
우리의 상처는
수르 위아래로 잔치 라운지
애도와 결혼식에서 이
송아지 뿔과 자동차…
그게 뭐였더라?
피 몇 방울.
아기는 바다 물고기를 가지고 있었다.،
소는 또한 그의 친구가 있었다
무엇 내 크기는 달팽이 집,내 뒤에 있었다.
꾸란의 텍스트를 통해 손
자살 광장 뉴스
모래사장 놀이 거리
게임 바나나와 원숭이
머리 제거와"편평한"여성 음색은,종류를 발견합니다
경도에서 안락한
행복 딜레마에 대한 토론،
새로운 텔레비젼 시리즈
우린 늦었고 너무 일찍 왔어…
사랑은 연기에 갇힌 카페
이 이야기의 시작이었다
설명 미친 콘돔을 구입!!
유적,술취한 미친 주먹의 전투에 대한 경로
집에서 늑대 웃음,외부 악어의 눈물
피곤해
아.
모든 면에서.
저장 할 수있는 방법을 볼 기쁘게?
나는 책 아래에 묻혀있다
모든 나는"아니."،
나는 거의 나 자신을 먹었다.
난 조금씩 죽어가고 있었어
이 핵무기 뒤
나는 책 아래에 묻혀있다
이 도시에서 무슨 일이 있었든,세계는 바람이나 바람으로 갔다!
나는 다시 갈 것이다. 고마워,시
정말 고마워요